سایناساینا، تا این لحظه: 14 سال و 3 ماه و 13 روز سن داره

پستــــــــــــــه کوچــــــــــــــــولو

بازم مریض شدی!

نفسم شما بازم دقیقا روزی که کسری کوچولو میرفت سوئد مریض شدی فکر کنم از کسری گرفتی نا الان که تقریبا ٢هفته میگذره هنوز کامل خوب نشدی!آبریزی بینی سرفه تب و.... خلاصه گوشت عفونت کرد و آنتی بیوتیک مصرف کردی خدارو شکر الان رو به بهبودی. الهی تا آخر هفته کامل خوب شی که ١شنبه هفته آینده باید واکسن ٤ماهگیت رو بزنم دیگه مریض نباشی و رو هم نشه.. گلم مامانی عاشقته ...
15 آبان 1391

سیسمونی!!

سلام عشقم دخمل نازم قربونت برم نفسم..مامانی اینقدر وقت کم میاره که حتی فرصت نکرده از تمام سیسمونیت عکس بندازه آخه ترم آخردانشگام ،از تمام ترما سخت تره و وقتگیر تر امروز تصمیم گرفتم که فعلا همین چند تا عکسی که هست رو بزارم تا بعد که کاملش میکنم الهی به سلامتی از همشون استفاده کنی و لذتش رو ببری این عروسک رو خاله فاطمه برات خریده فعلا عکس اینارو داشتم بعدا سر فرصت بقیه رو برات میزارم عروسکم امیدوارم خوشت اومده باشه عمرم اینارو من و بابایی و مامان بزرگی و بابابزرگی (مامانی) با نهایت عشق و علاقه ای که به تو داشتیم و داریمو خواهیم داشت برات خریدیم خداکن...
9 آبان 1391

کسرا رفت!

کسرا جون (پسر عموی کوچولوی ساینا)٢٣مهر برای همیشه از ایران رفت عمو حامد حدود ١ماه قبلش برای تحصیل(دکترا مکانیک) رفت سوئد و بعد سودابه جون و کسرا رفتن..اما احتمالا دیگه برنمیگردن اما قراره عید بیان و بهمون سر بزنن.. الهی هر جا هستن شاد و موفق باشن. دلمون براشون تنگ میشه   ...
23 مهر 1391

چیکار کنم؟

ساینا کوچولوی مامان 6روزِ که شکمش کار نکرده!!!!!!!!!! نمیدونم چیکارش کنم دکترشم که میگه طبیعیه!! طفلی بچم اینقدر زور میزنه و گریه میکنه الهی بمیرم برات مادری خداکنه زود خوب شی عشقم   ...
19 مهر 1391

سالگرد عروسی

سلام عشق مامان نفس مامان الهی قربونت برم این روزا خیلی وقت کم میارم همیشه میگم کاش هر روز 48 ساعت بود..... خلاصه مادری برا همین فرصت نمیشه همه جیز رو به موقع بنویسم اما سعی میکنم همه چیز رو بنویسم با تاریخ درستش 30 شهریور اولین سالگرد روسی مامانی بابایی بود که کاملا اتفاقی مصادف شد با مراسم عقد عمه هانیه. برا همین بازم مثل پارسال همه دور هم جمع بودیم و کلی رقصیدیم فقط تفاوتش در این بود که پارسال شما نبودی نفسم اما متاسفانه این روز خیلی حالت خوب نبود و 1کوچولو اذیت کردی برا همین مامانبزرگی شما رو زوذتر برد اینم دسته گلی که بابایی به مامان داد گل زندگیه من از این که خدا تورو به من داد خیلییییییییییییییییییییییی خوشحالم.. خدا...
30 شهريور 1391

خلاصه

عروسک مامان روز به روز نازتر میشی اما هنوز کسی نتونسته تشخیص بده که شبیه منی یا بابایی!!!!! ساینا کوچولوی ما خیلی حمام دوست داره امکان نداره تو حمام گریه کنه اما چیزی که بیشتر از حمام دوست داره ماساژبعد از حمامه الهی فدات شم دخملم عروسکم بعد از حمام هم اینقدر ناز میخوابی که دلم میخواد بخورمت   دختر نازم عاشق لوسترِ زرد یا هرچیز طلایی رنگه که برق میزنه... همیشه تا1ساعت نگاش میکنه کلی ذوقش میکنی گاهی وقتی دلت درد میکنه نگاه لوستر میکنی و براش ناز میاری و لوس میکنی خداخودش همیشه نگهدارت باشه.آآآآآآآآآآآآمیییییییین خیلی دوستتت دارم عروسکم ...
30 شهريور 1391

واکسن2ماهگی

عشق مامانی دخمله نازم١٣ شهریور واکسن ٢ماهگیت رو زدیم و شما کلی جیغ زدی و گریه کردی الهی بمیرم اشکاتو نبینم مادری الهی قربون پاهای کوچولوت برم من نفسم.. اما خدارو شکر زود میگذره الان حالت خوبه خوبه عمرم.. راستی وزنت٥١٠٠ و قدت ٥٥ شده نازگلم. خداروشکر نرمال نرمال ساینا کوچولوی مامانی خیلی دوست دارمالهی فدات شم الهیجسم و روحت همیشه سالم باشه نازم. عاشقتم کوچولوی من ...
16 شهريور 1391