ساینا در کلوت شهداد
عزیزدل مامان دوهفته پیش مورخ91.9.1٠به اتفاق خاله فاطمه و خاله سمیرا و خاله سیما و خاله نگین و سامیار کوچولو ناهار رفتیم جوپار و بعد از اون به اصرار بابایی رفتیم شهداد.. شما تمام راه خواب تشریف داشتین تا زمانی که رسیدیم کلوت ها و شما چشمباز کردی و کلی ذوق کردی. واقعا جای دیدنی و قشنگیه..تمام طول سال پر از توریسته.. که اتفاقا ما 1 آقای برزیلی رو دیدیموکلی باهاشون خندیدیم خیلی ازتو خوشش اومده بود (فک کنم نه اینکه مونداری شبیه خارجیا هستی برا همینه)کلی باهات باز کرد ومیگفتhi saina خلاصه کلی خوش گذروندیم عروسکم و این اولین باری بود که دختر نازم به شهداد میرفت اینم 1عکس از کلوت های شهداد کلوت شهداد بزرگترین شهر کلوخی و عارضه...







